سيب عشق (شعرهاي خواندني)

تو به من خندیدی

و نمیدانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم.

باغبان از پی من تند دوید
ادامه نوشته

پیغام گیر شعرا ! (شعرهای خواندنی)

لابد برای شما هم پیش آمده است که به دوستی زنگ بزنید و از آن طرف سیم پیام گیر یا پاسخگوی اتوماتیک برایتان یک قطعه موسیقی بنوازد یا شعری زمزمه کند.
بین ایرانیان باذوق هستند کسانی که به جای دو کلمه خشک و خالی، عدم حضور خود را با کلام منظوم در تلفن اعلام میکنند.
یکی از همین جماعت از دوست خود ع-ی که شاعری طناز (یعنی طنز پرداز!) است درخواست کرده بود برایش یک دوبیتی بسازد تا روی دستگاه ضبط کند.
ایشان هم ساختند:

شرمنده از آنم که نباشم به سرایم ***** تا با تو سلامی و علیکی بنمایم
گر لطف کنی نمره و پیغام گذاری **** پاسخ دهم ای دوست به محضی که بیایم
ادامه نوشته

رزم ویروس و رستم (شعرهای خواندنی)

کنون رزم virus و رستم شنو ... دگرها شنیدستی این هم شنو

که اسفندیارش یکی disk داد ... بگفتا به رستم که ای نیکزاد

در این disk باشد یکی file ناب ... که بگرفتم از سایت افراسیاب

برو خرمی کن بدین disk هان ... که هم نون و هم آب باشد در آن ...

ادامه نوشته

ديــــن فروشي اينقدر ارزان نبود (شعرهای خواندنی)

روزگاري شـهـر ما ويــران نبود           ديــــن فروشي اينقدر ارزان نبود

صحبت از موسيقي عرفان نبود         هيچ صوتـــــي بهتر از قران نبود

دختر حجب وحيا قر طـي نبود           خانـه فرهنــگ كنسرتــــــــي نبود

مرجـعـيـت مظــهر تكريــم بود          حكــم اورا عالمي تسليــــــــــم بود

يك سخن بود و هزاران مشتري          آنهم ازلـتوث قرائتها بــــــــــــري

هديه بر رقاصه ها واجب نبود            قدر عالم كمتر ازمطـــــــرب نبود

وه كه درسال سيــاه دو هــزار           كار فرهنگي شده پخش نـــــــــوار

ذهن صـاف نوجــوانان مـحل               پرشده از فيلمــــــــهاي مــبتــــذل

آدميت كـو دگر آدم كي اسـت                آدم قرن تمدن برفـــي اســـــــــت

پشت پابرديـن زدن آزادگيست            حرف حق گفتن عقب افتادگي است

جمله منكرها همه معروف شد              كينه توزي با ولي مكشــوف شد

در به روي فتنه جويان ناز شد            دشمـنــي با نائبــت آغــــازشــــد

آخـراي پرده نشين فـــاطــمــه              توبـرس بر دادديــن فاطــــــمـــه

الا ای شهریارا (شعرهای خواندنی)

اینم شعری در باب کسانی که قومیت های ملی رو با جوک هاشون به بازی می گیرند و نمی دانند که این ها برای ضربه سیاسی به اون قوم در زمان های دور رواج داشت.يادمون نره كه هممون زاده‌ي ايرانيم و از همه ايران به اين وبلاگ سر ميزنن. فكر كنم لازم باشه دوستان يك بار بخش هايي از اين شهر شهريار رو بخونن.
ادامه نوشته

طنز رمضان (شعرهاي خواندني)

خود سازي   شاعر : جاوید از انجمن پي سي ورد

سحرگاهان به قصد روزه داري// شدم بيدار از خواب و خماري
برايم سفره اي الوان گشودند// به آن هر لحظه چيزي را فزودند
برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استيك با نان برشته
خلاصه لقمه اي از هرچه ديدم// كمي از اين كمي از آن چشيدم
پس از آن ماست را كردم سرازير// درون معده ام با اندكي سير
وختم حمله ام با يك دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ
سپس يك چاي دبش قند پهلو// به من دادند با يك دانه ليمو
خلاصه روزه را آغاز كردم// براي اهل خانه ناز كردم
براي اينكه يابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت
دوپرس ِ كلّه پاچه با دو كوكا// كمي يخدر بهشت يك خورده حلوا
به افطاري برايم شد فراهم// زدم تو رگ كمي از زولبيا هم
وسي روزي به اين منوال طي شد// نفهميدم كه كي آمد و كي شد
به زحمت صبح خود را شام كردم// به خود سازي ولي اقدام كردم
به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده كيلو فزودم
اگرچه رد شدم در اين عبادت// به خود سازي وليكن كردم عادت
خدايا اي خداي مهر و ناهيد// بده توش و تواني را به« جاويد»
كه گيرد ساليان سال روزه// اگرچه او شود از دم رفوزه

عشق یعنی (شعرهای خواندنی)

عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن

يك شعر انگليسي همراه با ترجمه (شعرهای خواندنی)

Counting out numbered time, in my chamber
Shall I shout throw a line my life saver
Many doors a cracked floor and founation
Mirrored walls, imaged calls, slow stagnation

در سلولم، عددهای زمان را می شمارم
می خواهم فریاد بزنم: حافظ زندگی راهی بنمای
درهای بسیار، پی و زمینی ترک دار
دیوارهای آینه ای، فریادهای منعکس شده، رکودی آرام

بقیه در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

عشق فراموش شده (شعرهای خواندنی)

پنداشتی که کوره ی سوزان عشق من

دور از نگاه گرم تو خاموش می شود

پنداشتی که یاد تو این یاد دلنواز

در تنگنای سینه فراموش می شود

تو رفته ای که بی من تنها سفر کنی

من مانده ام که بی تو شبها سحر کنم

تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی

من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم

عشق من دوستت دارم

ما را به جرم عاطفه محکوم می کنند (شعرهای خواندنی)

مار ار به جرم عاطفه محکوم می کنند                    این را کنایه ها همه معلوم می کنند

آه ای خدای من تو ببخشا، ز روی جهل                  فکر و خیال باطل و موهوم می کنند

این عشقهای پوچ و خیالی که عشق نیست           این را برای دلخوشه مرسوم می کنند

اکسیژن هوای پر از عدل و داد را                           با حرص و آز و فاجعه مسموم می کنند

بر سر نمی زنند ولی با زبانشان                           کار هزار ترکه و باتوم می کنند

دل را حراج بازی رندانه کرده اند                            رحمی به حال این دل معصوم می کنند؟

عاشق نمی شوند ولی از زبان عشق                   صدها هزار شایعه منظوم می کنند

آه ای خدا دگر چه بگویم؟نگفتنیست                      این راه را چه ثانیه مختوم می کنند؟

شعری اندر مضرات چت (شعرهای خواندنی)

يکي از بزرگان حکايت کند                    اگر يک نفر نيمه شب چت کند

و با فرد بيگانه صحبت کند                    و کم کم به چت کردن عادت کند

و يک ساعتش را سه ساعت کند          و هر شب به فردي محبت کند

به افراد قبلي خيانت کند                        و با بي خيالي جنايت کند

نه حدّ و حدودي رعايت کند                    و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند

و اين قصه را پر حرارت کند                        براي رفيقش روايت کند

چنانکه رفيقش حسادت کند                 و او هم رود نيمه شب چت کند

و با فرد بيگانه صحبت کند                     و کم کم به چت کردن عادت کند

و يک ساعتش را سه ساعت کند            و هر شب به فردي محبت کند

به افراد قبلي خيانت کند                          و با بي خيالي جنايت کند

نه حد و حدودي رعايت کند                     و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند

و اين قصه را پر حرارت کند                         براي رفيقش روايت کند

چنانکه رفيقش حسادت کند                  و او هم رود نيمه شب چت کند   و ...

حافظ به روایت شیر فرهاد! (شعر های خواندنی)

شعری واقعا خواندنی از شاعران طنز ایرانی در خور سریال ۹۰ قسمتی شب های برره که چندی پیش در سیمای جمهوری اسلام ایران پخش می شد و علاقه مندان زیادی را در سراسر ایران و حتی خارج آن به خود جلب کرده بود که ناگهان به دلایل نامعلومی از ادامه باز ماند و به پایان رسید.

می توانید در ادامه مطلب این شعر زیبا را بخوانید.

ادامه نوشته

ابتكاري جالب(اشعار و اسامي) (شعر های خواندنی)

در اشعار معرفی شده در ادامه مطلب، اگر كلمه اول هر بيت را كنار هم قرار دهيد اسامي افراد و شاعران بدست مي آيد. یادآور  می شوم که به این صنعت در شعر "موشحِ مرتب" مي گويند.   نمايش شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته