سيب عشق (شعرهاي خواندني)
تو به من خندیدی و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم.
باغبان از پی من تند دوید
تو به من خندیدی
لابد برای شما هم پیش آمده است که به دوستی زنگ بزنید و از آن طرف سیم پیام گیر یا پاسخگوی اتوماتیک برایتان یک قطعه موسیقی بنوازد یا شعری زمزمه کند.کنون رزم virus و رستم شنو ... دگرها شنیدستی این هم شنو
که اسفندیارش یکی disk داد ... بگفتا به رستم که ای نیکزاد
در این disk باشد یکی file ناب ... که بگرفتم از سایت افراسیاب
برو خرمی کن بدین disk هان ... که هم نون و هم آب باشد در آن ...
روزگاري شـهـر ما ويــران نبود ديــــن فروشي اينقدر ارزان نبود
صحبت از موسيقي عرفان نبود هيچ صوتـــــي بهتر از قران نبود
دختر حجب وحيا قر طـي نبود خانـه فرهنــگ كنسرتــــــــي نبود
مرجـعـيـت مظــهر تكريــم بود حكــم اورا عالمي تسليــــــــــم بود
يك سخن بود و هزاران مشتري آنهم ازلـتوث قرائتها بــــــــــــري
هديه بر رقاصه ها واجب نبود قدر عالم كمتر ازمطـــــــرب نبود
وه كه درسال سيــاه دو هــزار كار فرهنگي شده پخش نـــــــــوار
ذهن صـاف نوجــوانان مـحل پرشده از فيلمــــــــهاي مــبتــــذل
آدميت كـو دگر آدم كي اسـت آدم قرن تمدن برفـــي اســـــــــت
پشت پابرديـن زدن آزادگيست حرف حق گفتن عقب افتادگي است
جمله منكرها همه معروف شد كينه توزي با ولي مكشــوف شد
در به روي فتنه جويان ناز شد دشمـنــي با نائبــت آغــــازشــــد
آخـراي پرده نشين فـــاطــمــه توبـرس بر دادديــن فاطــــــمـــه
سحرگاهان به قصد روزه داري// شدم بيدار از خواب و خماري
برايم سفره اي الوان گشودند// به آن هر لحظه چيزي را فزودند
برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استيك با نان برشته
خلاصه لقمه اي از هرچه ديدم// كمي از اين كمي از آن چشيدم
پس از آن ماست را كردم سرازير// درون معده ام با اندكي سير
وختم حمله ام با يك دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ
سپس يك چاي دبش قند پهلو// به من دادند با يك دانه ليمو
خلاصه روزه را آغاز كردم// براي اهل خانه ناز كردم
براي اينكه يابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت
دوپرس ِ كلّه پاچه با دو كوكا// كمي يخدر بهشت يك خورده حلوا
به افطاري برايم شد فراهم// زدم تو رگ كمي از زولبيا هم
وسي روزي به اين منوال طي شد// نفهميدم كه كي آمد و كي شد
به زحمت صبح خود را شام كردم// به خود سازي ولي اقدام كردم
به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده كيلو فزودم
اگرچه رد شدم در اين عبادت// به خود سازي وليكن كردم عادت
خدايا اي خداي مهر و ناهيد// بده توش و تواني را به« جاويد»
كه گيرد ساليان سال روزه// اگرچه او شود از دم رفوزه
Counting out numbered time, in my chamber بقیه در ادامه مطلب ...
پنداشتی که کوره ی سوزان عشق من
دور از نگاه گرم تو خاموش می شود
پنداشتی که یاد تو این یاد دلنواز
در تنگنای سینه فراموش می شود
تو رفته ای که بی من تنها سفر کنی
من مانده ام که بی تو شبها سحر کنم
تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی
من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم
عشق من دوستت دارم
شعری واقعا خواندنی از شاعران طنز ایرانی در خور سریال ۹۰ قسمتی شب های برره که چندی پیش در سیمای جمهوری اسلام ایران پخش می شد و علاقه مندان زیادی را در سراسر ایران و حتی خارج آن به خود جلب کرده بود که ناگهان به دلایل نامعلومی از ادامه باز ماند و به پایان رسید.
می توانید در ادامه مطلب این شعر زیبا را بخوانید.
در اشعار معرفی شده در ادامه مطلب، اگر كلمه اول هر بيت را كنار هم قرار دهيد اسامي افراد و شاعران بدست مي آيد. یادآور می شوم که به این صنعت در شعر "موشحِ مرتب" مي گويند. نمايش شعر در ادامه مطلب